برتولت برشت
فرامرز بهزاد
انتشارات خوارزمی

 

 

 

این نمایشنامه در واقع اقتباسی است از رمان شویک سرباز ساده دل یاروسلاو هاوشک که توسط نشرچشمه منتشر شده .

شویک یکی از مردمان ساده دل اهل چکه که به تشخیص پزشکی ابله تشریف داره و به همین خاطر از خدمت معاف شده ولی به دلیل احساسی که نسبت به دوستاش داره و اون وفاداری ابله واری که تو وجودشه در جنگ به نوعی سهیم میشه و ودوباره سرو کارش با ارتش نازی و آلمان ها میافته و بعنوان سرباز وارد جنگ با روسیه میشه .شویک از همون شخصیت های ساده ایه که دون کیشوت وار  با سادگی خودش وارد مسائل بزرگ میشه .مسائلی که برای دیکتاتورها و افسران نظامی بسیار بزرگه و برای او یه چیز ساده و معمولی .مسائلی که دیگران از ترس جونشون از حرف زدن ازش فراریند و اون به راحتی درموردش حرف میزنه .مثلا وقتی تو یه کافه مامور مست اس اس پرده از سوقصد به جان آدولف هیتلر برمیداره چنین واکنشی شویک نشون میده !(از میز مجاور) این کدوم آدولفه؟؟من دوتا آدولف میشناسم .یکی اونی که دستیاره پروشای دواخونه چی بود و حالا تو اردوگاست چون جوهر نمک غلیظ و فقط به چک ها میفروخت و اون یکی هم آدولف کوکوشکاست .همونی که سنده سگ جمع میکنه و اون هم تو اردوگاست چون از قرار گفته که سنده بولداگ و دوست نداره .هرکدوم باشن به جایی برنمیخوره .

کتاب پره از این حرف ها و از این  شوخیهاست ! گاهی اوقات لبخند میزنی گاهی اوقات لبخند زنان میری تو فکر و بعد غمگین میشی از این همه سادگی یاد خیلی ها میافتی باور کن  !!! شویک داره جنگ جهانی دوم رو دست میندازه ...داره همه دیکتاتورها رو به چالش میکشه ! با شمشیر درازش داره میره به جنگ آسیاب بادی ها و ما چشم انتظارش میشینیم تا آسیاب بادی ها رو یکی یکی ساقط کنه....

 بخش هایی از کتاب

جنگ تا آخر دنیا طول نمی کشه ، همین طور هم صلح .

دوران ها می گذرند . برنامه های عظیم قدرت مندان سرانجام متوقف می مانند .

حتی اگر دست هایشان را مدام به خون آلوده کنند ، دوران ها می گذرند ، زور چاره ی کار نیست .