دن آرام

شولوخوف
احمد شاملو
انتشارات نگاه

بزرگترين اثر شولوخوف كه نوشتن آن در حدود 12 سال طول كشيد دن آرام نام دارد.بسياري اين رمان را همانند رمان تولستوي جنگ و صلح ميدانند و عده اي هم هستند كه حتي پا را فراتر گذاشته و اين رمان را برتر از جنگ و صلح ميدانند و ميگويند كمتر از آن چه كه بايد به آن پرداخته شده است . اما هرچه هست شولوخوف حماسه اي بزرگ خلق كرده كه بايد در جاي خود مورد بررسي قرار گيرد و خوانده شود .حماسه اي خواندني و زيبا از زندگاني مردمان زجر كشيده قزاق در كنار رود زيباي دن.در زمانه اي اي كه جنگ جهاني اول آغاز شده و قزاق ها هم بسيج ميشوند و به سمت ميادين جنگ سرازير ميشوند تا هجوم عقايد بلشويك ها و كمونيست ها و جنگ هاي داخلي و خشونت اي كه لحظه برهنه تر ميشود و همه در جلوي چشمانتان رژه ميرود و شما را غرق در لذتي وصف ناپذير ميكند . اين هنر شولوخوف است كه همانند تولستوي تاريخ را با شخصيت ها گره ميزند آن طور كه انگار خواننده و نويسنده همه در تاريخ نقشي دارند مهم و تاثيرگذار .مسلسل به دست كوچه ها را طي ميكنيم و ترس را جرعه جرعه در پشت ديوارهاي خانه حس ميكنيم كه شايد صداي گام هايي كه از دور مي آيد براي گرفتن هست و نيستمان باشد براي پنبه كردن همه رشته هايي كه اين سال ها بافتيم وگرفتن آذوقه اي كه ذره ذره آن را جمع كرديم .در ابتداي داستان همه چيز آرام است .بدبختي اگر هست سختي كار است و نداري اما دنيا آرام است .همه چيز خوب است مثل همه روزهاي عادي كه ميگذرد.تا سرو صداي جنگ نزديك ميشود.همه چيز بهم ميريزد.انگار آسمان به يك باره سياه ميشود .از اين به بعد اين انسان ها كه تا ديروز انسان هايي عادي بودند كه عاشق ميشدند و بر سر هيچ و پوچ با هم ميجنگيدند انسان هاي ديگري ميشوند .انگار دوباره متولد شدند اما اين بار متفاوت .سياه .بدون روح و خسته...جنگ به نيمه ها رسيده است و همه سربازان بريده اند.بلشويك ها با شعارهاي شيرين و گوش نواز چون عدالت و پايان جنگ و برابري در جبهه ها نفوذ ميكنند .حالا جنگ در بيرون مرزها نيست .جنگ جنگ تفكرات ميشود و سپس از بيرون مرزها به داخل كشور كشيده ميشود.سربازاني كه تا ديروز در كنار هم بودند امروز تفنگ ها را روبروي هم گرفتند .سرخ ها و سفيدها .همه پشت خط كشي ها براي مرگ آماده ميشوند.شلوخوف ديوانه وار توصيف ميكند قزاقاني وامانده درميان سرخ و سفيد را .دلشان براي استپ ها و مزارع و روزهاي آرام لك زده اما در دام سياستمداراني افتاده اند كه به كم قانع نيستند و تا زباني كه سرباز دارند دست از جابه جا كردن مهره برنميدارند.ترجمه فوق العاده شاملو احساس بودن در داستان را ده برابر ميكند.اشعار محلي قزاق ها را به گونه اي ترجمه ميكند و وزن ميدهد كه انگار اشعاري ايراني است و اين هنر فوق العاده شاملوي بزرگ است.

شخصيت اصلي داستان پسري به نام گريگوري است /گریگوری شخصیتی شجاع، جنگاور و خستگی‌ناپذیر است که در تمام رویدادهای بزرگ تاریخی زمانش حاضر شده‌است. او هرگز نمی‌داند به چه روی می‌جنگد. آیا بر علیه آلمانها می‌جنگد یا بر علیه بلشویکها؟ در جستجوی عدالت، گاهی با سرخ‌ها ارتباط برقرار می‌کند و گاهی به سراغ سفیدها می‌رود. (سرخ لقب کمونیست‌ها و سفید عنوان طرفداران امپراتوری است). او عاشق روسیه‌است اما از تزار نفرت دارد. او دولتی سوسیالیستی می‌خواهد به شرطی که مالکیت قزاقها بر زمین را دست نخورده باقی گذارد. تجربیات سیاسی و نظامی گریگوری که به خاطر حوادث و مشکلات جنگ اول جهانی و انقلاب روسیه به دست آورده در پس داستان عشق شورانگیز و غم‌انگیز وی رنگ می‌بازند.گريگوري ما را با خود همراه ميكند ...همراه او خسته ميشويم ...دل زده ميشويم ...فكر ميكنيم و ميجنگيم و دست آخر گريه ميكنيم و اشك تمام صورتمان را ميپوشاند...گريگوري را شايد بايد در كنار بسياري از شخصيت هاي بزرگ تاريخ ادبيات همچون راسكولنيكوف پرنس ميشكين آنا كارنين پرنس آندره ژان وال ژان و... قرار داد...شخصيتي كه مار را با خود همراه ميكند ...

واقعا نميتوان براي كتابي به اين زيبايي كه مملو از شخصيت هاي مختلف است خلاصه اي چند خطي نوشت ...فقط در يك جمله ميتوان گفت فوق العاد خواندني و تفكر برانگيز است ...

چشمه را خشك كردند....

 

 

 

نشر چشمه براي هميشه لغو مجوز شد .خبر كوتاه بود و دردناك .. چشمه نشري است كه در سال هاي اخير حجم عظيمي از شاهكارهاي ادبيات جهان را به دست ما رسانده و نويسندگان جوان بسياري را به جامعه معرفي كرده .كتاب هاي تحليلي و جامعه شناسي و تاريخي فوق العاده اي را منتشركرده و در يك كلام در ده سال اخير از نظر توليدات و سطح كيفي كارهاي انجام شده بدون شك بهترين انتشارات در زمينه ادبيات و علوم انساني  است .در جايي كه تعداد ناشران موفق كه كارنامه پرباري نظير چشمه دارند به اندازه انگشتان دست هم نيست نبود چشمه ضربه بزرگي براي صنعت نشر ايران خواهد بود كه دود آن به چشم همه ما خواهد رفت..
پرس و جو كنان به دنبال چرايي علت توقيف پروانه نشر چشمه به اين سو و آن سو ميروم تا برميخورم به صحبت هاي آقاي دري معاون كتاب وزارت ارشاد . ايشان مي فرمايند خيلي با نشر چشمه همكاري كردند اما خودشون مايل با همكاري نبودند و اين نشر بايد دوسال پيش بسته ميشد و بعد از يه عالمه حرف ديگه فرمودند كه دليل اصلي توقيفش اينه كه كتابي رو براي مجوز ارائه دادند كه سراسر توهين به امام حسين و قيام كربلا بود .دقت كنيد كتاب براي گرفتن مجوز ارائه شده .كتاب به چاپ نرسيده .پروسه چاپ يه كتاب را اينجا خلاصه برايتان مينويسم .ناشر بعد از تحويل كتاب از مولف  30 صفحه  از آن را به همراه مشخصات كتاب در سايت كتاب خانه ملي ثبت ميكند .پس از طي زماني كتاب خانه ملي شناسنامه كتاب يا به اصطلاح فيپاي كتاب را صادر ميكند .سپس ناشر فيپاي صادر شده را بر روي پرينت كاملي از كتاب بهمراه فايل كامل كتاب(به صورت پی دی اف با حجم ۱۵ مگ ) به وزارت ارشاد ميبرد و مشخصات کتاب  و فايل را در كامپيوتر هايي كه در آن جا براي اين منظور فراهم شده ذخيره مينمايد .بعد از گذشت 10 روز اگر كتاب مشكلي نداشت مجوزش آماده و در غير اينصورت اگر كتاب مشكلاتي داشت برگه اصلاحيه و اگر غير قابل چاپ بود برگه اي با همين عنوان به ناشر داده ميشود... حال بر فرض كتابي با اين مشخصاتي كه آقاي دري گفته به ارشاد امده .وظيفه ارشاد صدور مجور براي اين كتاب در صورت نداشتن مشكل يا عدم صدور مجوز براي كتاب در صورت داشتن مشكل است و وظيفه اي متوجه ناشر نيست چون خواهان طي كردن پروسه اي قانوني بوده . اگر اين كتاب حتي با مجوز هم به چاپ ميرسيد بازهم وظيفه اي متوجه ناشر نبود بلكه وظيفه اصلي متوجه صادركننده مجوز كه همان ارشاد است بود. پس حرف هاي آقاي دري از پايه بي اساس است و دليل را بايد در جاي ديگري جست كه همان محدود كردن انتشار كتاب هاي درخور وشايسته در کشور و ادامه پروسه حذف رشته های علوم انسانی از دانشگاه هاست .

 

در پايان تنها داستاني  را از مدير چشمه مينويسم در مورد وضعيت اين روزهاي نشر كه چندي پيش تعريف كرد : روزي از روزها سارواني با شترهايش از شهري رد ميشد با باري از شيشه .گزمه (نيرو انتظامي) جلوي اورا گرفت و ضربتي به بار زد و گفت چيست بارت ! ساروان جواب داد اگر يكي ديگر بزني هيچي !!!! و وضعيت امروز نشر ما هم به همين شكل است....

 

نوت بوك ...

 

 

ساراماگو
مينومشيري
نشرثالث

 

 

كتاب نوت بوك مجموعه يادداشت هايي است كه ساراماگو در وبلاگش نوشته و در آن در مورد همه چيز و همه كس حرف ميزند ! مجموعه يادداشت هايي كه بعضي از اونا سرو صداي زيادي به پا كرد در ميان مطبوعات و رسانه ها از جمله مطالبي  كه در مورد اسرائيل و مسئله فلسطين  نوشت  و يا مطالبي در مورد  بوش پسر  ...با اين كتاب ميشه بدون پرده پوشي با عقايد يكي از بزرگترين نويسندگان معاصر جهان و برنده جايزه نوبل آشنا شد .كتاب نوت بوك اين امكان را ميدهد كه وارد دنياي ساراماگو شد و از ديد او به جهان نگاه كرد .ساراماگو برعكس بسياري ديگر از هم مسلكان روشنفكرش كه وبلاگ نويسي را كاري بيهوده ميدانسته اين كار را بعنوان فعاليتي مهم و روزمره انجام داده و امروز براي ما از خود گنجينه اي بر جاي گذاشته كه خواندنش لذت بخش و دوست داشتني است .وبلاگ نويسي براي ساراماگو  هدفي مقدس  بود براي بيان عقايدش ! براي ترويج آزادي و رها شدن از بند هاي ساختگي و جهل و ناداني همگاني و  ...ساراماگو نميخواست تنها پشت داستان هايش بنشيند ميخواست ديده شود و شناخته شود و فهميده شود و اين كتاب و اين وبلاگ نويسي او را به مقصدش رساند. براي علاقمندان ساراماگو اين كتاب كتابي است كه ميتوان آن را بلعيد و فكر ميكنم همه عاشقان ادبيات از خواندن اين كتاب لبخند رضايت بر لب خواهند داشت ....

از نوت بوك:

سفر هرگز پایان ندارد. فقط مسافرانند که به پایان می رسند . اما حتی آن ها هم می توانند به سفر در خاطرات شان ادامه دهند، با به یاد آوردن ها ، با داستان ها . وقتی مسافر روی شن نشست و گفت دیگر چیزی برای دیدن نمانده ، می دانست این طور نیست . انتهای یک سفر فقط شروع سفری دیگر است . باید آنچه را بار اول ندیدی ببینی ، آنچه را دیدی باری دیگر ببینی ، آنچه را در فصل تابستان دیدی ، در بهار ببینی ، در روز آنچه را در شب دیدی ببینی ، درخشش خورشید را جایی ببینی که باران دیدی ... باید سفر را از نو شروع کنی. همیشه.

نمایشگاه کتاب بیست و پنجم ....

 

 

نمایشگاه بین المللی  کتاب تهران

 

اول بیاید باهم دیگه یه تعریفی از نمایشگاه داشته باشیم....نمایشگاه یعنی محل نمایش ...یعنی  جایی که کالاها به نمایش گذاشته میشه ! نمایشگاه محلی است برای نشان دادن و نمایش دادن تولیدات و دست آوردها .نمایشگاه محلی برای فروش کالاها نیست .فروشگاه محلی برای فروش کالاهاست .پس جایی که کالا به فروش میرسد فروشگاه است نه نمایشگاه ...

بیست و پنج سال از اولین نمایشگاه(فروشگاه) کتاب که پسوند بین المللی را به دوش میکشد میگذرد.در تمامی کشورهای جهان هر سال که از عمر نمایشگاهی(یاهر صنف و شغلی ) میگذرد از میزان ضعف ها کاسته میشود و مشکلات کمتر میشود.همه چیز به سمت کامل شدن میرود و هرسال سالی است بهتر از گذشته برای آن نمایشگاه(یا شغل وصنف) ...اما در اینجا مانند باقی چیزها هر سال که  میگذرد اوضاع  بدتر میشود.امسال هم نمایشگاه کتاب با همان ضعف های سال پیش به همراه پکیج هایی از ضعف های جدید آغاز به کار کرد و به کار خود ادامه داد و کار خود را به پایان رسانید .قبل از آغاز نمایشگاه کتاب وزارت محترم ارشاد از حضور ناشرانی بزرگ نظیر انتشارات چشمه  و اساطیر و طرح نو و... به دلایل نامشخص جلوگیری بعمل آورد و این اولین حاشیه  و اولین ضعف از پکیج امسال ضعف های نمایشگاه بود.در شبستان ناشران عمومی  حضور گسترده ناشران دینی در بهترین نقاط عرصه را برای باقی ناشران تنگ کرده بود.ناشرانی که تنها چند عنوان کتاب داشتند که دو عنوان مشترک در تمامی آنها  قرآن کریم و مفاتیح بود.تهویه سالن ناشران عمومی به قدری ضعیف بود که بعد از دقایقی پیمودن مسیر نیاز به تنفس هوای تازه احساس میشد .پراکندگی ناشران به قدری زیاد بودکه سردرگمی و سرگیجه را به همراه می آورد....قیمت بالای کتاب ها هم نفس ها را در سینه حبس میکرد که البته دلیل اصلی آن گرانی بی اندازه کاغذ است .سروصدای ساخت و ساز مصلایی که نمیدانم چرا کارش به انتها نمیرسد به همراه سروصدای بلندگوهای تبلیغاتی محوطه فشار زیادی بر مغز و روح و روان انسان  می آورد..ناشران دانشگاهی در فاصله ای یک ربع تا بیست دقیقه ای نسبت به ناشران عمومی قرار گرفته بودند  در زیر چادرهای برزنتی پوسیده که از دور میادین  میوه و تره بار را تداعی میکرد.گرمای وحشتناک ظهر را در زیر این چادرهای برزنتی به خوبی میشد حس کرد ...با ابری شدن هوا هم چهره ناشران دیدنی میشد از ترس ریزش باران بر کتاب ها و خیس شدن سرمایه اندکشان...مسئولان ارشاد اعلام کرده بودند از قبل که در قبال خیس شدن کتاب ها هیچ مسئولیتی را بعهده نمیگیرند و از ناشران خواسته بودند که بهمراه خود روکش پلاستیکی یا همان مشمای خودمان را بیاورند. واقعا اوج بین المللی بودن را در سالن ناشران دانشگاهی میشد فهمید...ناشران خارجی این دوره بیشتر از کشور های دوست و برادر افغانستان و پاکستان و سوریه و عراق بودند !!! یاد روزهایی که در نمایشگاه کتاب انتشارات هایی چون جان ویلی و پسران و مک گرو هیل و پنگوئن رو میشد دید بخیر ...

این فقط یک  خلاصه کوچیک بود از بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران که مسئولان با افتخار اون رو پر بیننده ترین نمایشگاه کتاب دنیا میدونند . خریدارنی که به خاطر درصدهای تخفیف به سمت نمایشگاه سرازیر میشند تا چراغ نشر رو در این  مملکت روشن نگاه دارند لااقل برای ده روز و بعد دوباره این چراغ با سو سو زدن و جون کندن تا سال بعد خودش و میکشونه تا ده روز دیگه و خیل مشتاقان .... امسال اگه لیست کتاب های انتشارت های بزرگ مثل ققنوس و نیلوفر و ثالث و قطره رو میدیدی متوجه میشدی که از سال گذشته تا امسال چقدر کتاب های کمی به چاپ رسیده ...نشر در بستر مرگ و زیر سرم با دوا  و درمان زنده نگه داشته شده و ما باید دلخوش باشیم به همبن ده روز به همه این کمبودها به همه این ضعف ها و امیدوار باشیم همه چی بهتر شه !!! فقط دوست دارم تو اینترنت سرچ کنید نمایشگاه کتاب فرانکفورت یا استانبول یا ابوظبی....هیچ فقط سرچ کنید و این رو هم یادتون باشه که وقتی ما نمایشگاه کتاب راه انداختیم تو این منطقه تک بودیم و امروز...... بی خیال ...

همین

قاتل در باران ...

 

 

ريموند چندلر
اميد نيك فرجام
انتشارات چشمه

 

 

محبوب ترين نوع ادبيات و به نوعي پرمخاطب ترين نوع ادبيات به خصوص در ميان آقايان در  سرتا سر  جهان ادبيات پليسي و جناييه . در ايران هم ادبيات پليسي با رمان هاي آگاتا كريستي و ژرژ سمينون توانسته مخاطبان بسياري رو براي خودش دست و پا كنه .اما يكي از كساني كه در ادبيات پليسي و جنايي اسم و رسمي داره  و كمتر در ايران به آن پرداخته شده ريموند چندلره .چندلر نويسنده ايه كه نبوغ خيره كننده اي در داستان هاي پليسي داره و هر لحظه شما رو مات و مبهوت ميكنه .اتفاقات عجيبو غريب و ماجراهاي پركشش شما رو در دل داستان هاي او  غرق ميكنه و اين از نبوغ سرشار چندلر حكايت ميكنه . كتاب هاي چندلر كتاب هايي تصويري هستند كه عكس هاي آن از جلوي چشمان شما رد ميشوند انگار كه  به تماشاي فيلمي نشسته باشيد . چندلر شما را به دنبال خود ميكشد آرام آرام شما را غرق ميكند و هر لحظه شما را در مقابل معمايي تازه قرار ميدهد. كتاب حتي اگر  صدها  صفحه باشد شما از ابتدا تا انتهاي آن در شوك به سر ميبريد و هرگز احساس خستگي نخواهيد كرد .چندلر شما را حيرت زده ميكند .كتاب خوان حرفه اي باشيد يا از سر تفريح كتاب بخوانيد  از خواندن كتاب هاي چندلر لذت خواهيد برد .

اما خلاصه داستان قاتل در باران ....كاراگاه اي خصوصي  كه اسمي ازش نميدونيم و تقريبا تو همه كتاب هاي چندلر قبل از ساخت شخصيت فيليپ مارلو  اوضاعي به همين شكله   سفارشي از فردي به اسمي دراوك دريافت ميكنه. اون قراره جلوي ارتباط دختر دراوك و با استاينر كه يه فروشنده كتاب هاي مستهجنه بگيره و به نوعي استاينر رو از اين رابطه بيرون بكشه  ...اما وقتي كارآگاه دنبال استاينر ميره و وارد خونه اش ميشه ميبنه كه استاينر به قتل رسيده و دختر درواك مات و متحير  بر روي صندلي برهنه نشسته و روبرو رو نگاه ميكنه ....اما داستان به همين سادگي ها هم نيست  و پيچيدگي ها و معماهاي زيادي داره كه چون داستان پليسي است  نميشه بيشتر از اين توضيح داد و شور و هيجانش و از بين برد...

 

اميدوارم لذت ببريد....

 

از حسرت ها....



 يورونيوز  خبري در مورد ايران ميده ! سي ان هم داره اون خبر رو تكرار ميكنه و بي بي سي هم همچنين ! در كنار اون ها الجزيره و العربيه و فرانسه 24 و ... هم دارند خبري در مور ايران رو زيرنويس ميكنند يا بعنوان بخشي از خبرها نشون ميدند ! مدتهاست اوضاع به همين منوال داره ميگذره ! مدتهاست در صدر اخبار دنيا جاي داريم ! مدتهاست همه دنيا انگاري روي ما زوم كرده ! هر روز يك خبر يا بيشتر سهميه ماست ! يه روز تحريم  ايران خبر 1  و روز ديگه مذاكره با ايران ! يه روز اهداف ايران خبر يك دنياست و يه روز صحبت هاي مقامات ايران يا صحبت هاي مسئولان ساير كشورها در مورد ايران  ! تلويزيون رو كه روشن ميكني و رو شبكه ها كه ميگردي ترس هجوم مياره سمتت ! اخبار داخلي و روزنامه ها هم كه پر شده از جنجال هاي مختلف ! آرامش شده قحطي بزرگ اين مملكت ! ديروز داشتم با خودم فكر ميكردم كاش تو يه كشور ديگه به دنيا اومده بودم ! من عاشق ايرانم ! عاشق تاريخ و مردمش و گوشه گوشه اين خاك ولي مگه چند بار زندگي ميكنم كه هر روز در حسرت و ترس بگذره ! از اين همه هياهو خسته شدم ! دوست داشتم تو كشوري زندگي كنم كه وقتي  بيست نفر تو تصادفي ميميره براشون عزاي عمومي بگيرند مثل فكر كنم نروژ نه  وقتي ساليانه رقم سرسام آور بيست و چهار هزار نفر كشته در تصادفات  اعلام ميشه آب از آب تكون نخوره ! دوست دارم تو كشوري زندگي كنم كه با خوندن يه حادثه كوچيك و يه مرگ بغض كنم گريه كنم نه اينكه مثل رمان خوندن مرگ يه نفر رو براي باقي تعريف كنم انقدر كه عادي شده ! دوست دارم تو كشوري زندگي كنم كه اگه خبرش تو دنيا هست اخبار خوب باشه نه مثل ما كه تمام دنيا رو با اخبار بد پر كرديم يا همه دنيا فقط اخبار بد ما رو پوشش ميدند ! آرامش كليد گم شده همه ماست .... با همه چي ميشه سر كرد ...ميشه يه گوشه رفت و بدون پول تو يه جزيره خالي از سكنه زندگي كرد ولي آرامش داشت ! آرامش چيزيه كه ما نداريم ! اگه دنيا دنيا ثروتم داشته باشيم و خوشبختي از درو ديوار بالا بره  باز كافيه روزنامه رو ورق بزني يا تو شبكه هاي خبري بگردي هجوم استرس و تلخي رو مطمئنن روي وجودت حس ميكني !!! دوست داشتم جاي ديگه اي به دنيا ميمومدم يا حداقل زماني به دنيا ميومدم كه همه چيز يه خورده بهتر بود ....حرفام سياسي نيست يه جورايي از سر خستگيه زياده ....همين


خاطرات سپهبد مبصر

 

 

حبيب لاجوردي
 انتشارات صفحه سفيد (طرح تاريخ شفاهي ايران .مركز مطالعات خاورميانه دانشگاه هاروراد )

 

 

چند وقت پيش و تو تعطيلات نوروز و تو چند ويژه نامه نوروزي چند تن از محققين و نويسندگان بزرگ به علاقمنداي تاريخ معاصر توصيه كردند كتاب خاطرات سپهبد مبصر رو حتما تهيه كنند كه مطالب جالبي رو ميشه توش پيدا كرد ! سپهبد مبصر  رئيس شهرباني كل كشور از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۴۹ بوده و مدت زمان رياستش اتفاقات زيادي افتاده كه همه اون ها سال ها بعد انقلاب ايران رو رقم زده ! به نوعي با خوندن اين كتاب ميشه به سرچشمه شروع انقلاب رسيد اونم از زبان يكي كه خودش در بطن قضايا حضور داشته .تو اين كتاب از تشكيل ساواك تا مسئله مربوط به فدائيان و نواب صفوي تا وقايع مربوط به سوقصد به شاه و تقابل هاي ميان ساواك و شهرباني و عدم هماهنگي ها نوشته شده . آغاز فعاليت هاي اعتراض آميز آيت الله خميني و اشتباهات و گاف هاي شهرباني و ساواك و نيروهاي نظامي هم مطالب جالبيه كه تو اين كتاب آورده شده .اين كتاب و پيشنهاد ميدم به همه كسايي كه علاقمند به تاريخ معاصر ايرانند و ميخوان بيشتر درمورد اون دوره اطلاعات كسب كنند...اين كتاب تو ۱۷۲ صفحه و با قيمت ۳۰۰۰ تومان منتشر شده...

شویک در جنگ جهانی دوم ..

 

 

برتولت برشت
فرامرز بهزاد
انتشارات خوارزمی

 

 

 

این نمایشنامه در واقع اقتباسی است از رمان شویک سرباز ساده دل یاروسلاو هاوشک که توسط نشرچشمه منتشر شده .

شویک یکی از مردمان ساده دل اهل چکه که به تشخیص پزشکی ابله تشریف داره و به همین خاطر از خدمت معاف شده ولی به دلیل احساسی که نسبت به دوستاش داره و اون وفاداری ابله واری که تو وجودشه در جنگ به نوعی سهیم میشه و ودوباره سرو کارش با ارتش نازی و آلمان ها میافته و بعنوان سرباز وارد جنگ با روسیه میشه .شویک از همون شخصیت های ساده ایه که دون کیشوت وار  با سادگی خودش وارد مسائل بزرگ میشه .مسائلی که برای دیکتاتورها و افسران نظامی بسیار بزرگه و برای او یه چیز ساده و معمولی .مسائلی که دیگران از ترس جونشون از حرف زدن ازش فراریند و اون به راحتی درموردش حرف میزنه .مثلا وقتی تو یه کافه مامور مست اس اس پرده از سوقصد به جان آدولف هیتلر برمیداره چنین واکنشی شویک نشون میده !(از میز مجاور) این کدوم آدولفه؟؟من دوتا آدولف میشناسم .یکی اونی که دستیاره پروشای دواخونه چی بود و حالا تو اردوگاست چون جوهر نمک غلیظ و فقط به چک ها میفروخت و اون یکی هم آدولف کوکوشکاست .همونی که سنده سگ جمع میکنه و اون هم تو اردوگاست چون از قرار گفته که سنده بولداگ و دوست نداره .هرکدوم باشن به جایی برنمیخوره .

کتاب پره از این حرف ها و از این  شوخیهاست ! گاهی اوقات لبخند میزنی گاهی اوقات لبخند زنان میری تو فکر و بعد غمگین میشی از این همه سادگی یاد خیلی ها میافتی باور کن  !!! شویک داره جنگ جهانی دوم رو دست میندازه ...داره همه دیکتاتورها رو به چالش میکشه ! با شمشیر درازش داره میره به جنگ آسیاب بادی ها و ما چشم انتظارش میشینیم تا آسیاب بادی ها رو یکی یکی ساقط کنه....

 بخش هایی از کتاب

جنگ تا آخر دنیا طول نمی کشه ، همین طور هم صلح .

دوران ها می گذرند . برنامه های عظیم قدرت مندان سرانجام متوقف می مانند .

حتی اگر دست هایشان را مدام به خون آلوده کنند ، دوران ها می گذرند ، زور چاره ی کار نیست .

اولين سلام...

 

 

 

اولين مطلب در سال ۱۳۹۱ رو ميخوام بنويسم...قبل از هرچيز ميخوام نوروز رو تبريك بگم به همه دوستاي گلم كه دارند اين نوشته رو ميخونند ! آرزو ميكنم سال خوبي براي شما باشه پر از شور و نشاط و لبخند و مهم تر از همه سلامتي ! و بعد يه معذرت خواهي خيلي بزرگ  كنم بابت اينكه نتونستم به قولي كه دادم عمل كنم و اونم به خاطر تموم شدن اشتراك اينترنتم بود و خلاصه ديگه شرمنده شدم !حالا بگذريم...

۱-چشم رو هم گذاشتيم تعطيلاتم تموم شد و به قول قديمي ها روز از نو روزي از نو! انگار همين ديروز بود كه تو تب و تاب اومدن عيد بوديم و لحظه ها رو ميشمرديم ! خيابون ها شلوغ و پر هياهو بود و صداي دستفروش ها و حراجيها همه شهر رو پر كرده بود اما به چشم برهم زدني همه چيز گذشت ! وقتي بيست و شش هفت سال عمر كرده باشي ميدوني كه دوهفته زمان زيادي نيست ! وقتي يه عالمه بهار رو پشت سرگذاشته باشي ميدوني اين بهارم ميگذره! چي ميمونه ؟ خاطره ! فقط همين ! از بهار قبل يك خاطره خوب ! از عيد قبل ترش يه خاطره خوب ! همين ها هستند كه زندگي آدم و تشكيل ميدند وگرنه روزا ميگذرند ! روزايي كه هيچي توشون نيست(روازاي معمولي ) ميگذرند و فقط روزايي ميمونند كه توش يه خاطره هست كه ثبت شده ! همين ...همه ما سر سفره هفت سين كه نشسته بوديم دعا كرديم و از پروردگار خواستيم كه امسال بهتر از پارسال باشه و روزاي پيش رو برامون شيرين تر باشه و ناخوشي سراغمون نياد واقعا از صميم قلب اميدوارم دعاهاي هممون برآورده شه ! اوضاع كشور رو به راه  شه ! شرايط اقتصادي كه كمر خيلي ها رو خم كرده بهبود پيدا كنه و همه چي كمي آروم تر شه ! توقع زيادي نيست ! ياد گرفتيم قانع باشيم و انتظارهاي بزرگ نداشته باشيم ...اميدوارم همه چي بهتر شه ....

۲- شبكه بي بي سي اقدام به برگزاري نظر سنجي كرد براي انتخاب بزرگترين شخصيت تاريخ ايران از ميان بوعلي سينا و حافظ و رازي و فردوسي و كوروش و مصدق !كار جالب و شايسته اي بود ! هركدام از اين افراد به نوعي در تاريخ ايران و جهان يگانه اند(اونقدر كه بعضي كشورها اونا رو از ما ميدزدند و به نام خودشون سند ميزنند) ! بوعلي سينا پزشكي بود كه علم پزشكي را متحول كرد در جهان !  حافظ  شاعري بود كه جهانيان بسياري را مست شعرهايش كرد و بزرگاني را شيفته خود ساخت ! رازي دانشمندي بود كه نامش چون نگيني در آسمان علم ميدرخشد !فردوسي زبان پارسي را از گزند زبان تازي رهانيد و كوروش بزرگترين شاه عالم است كه صلح دوستي اش جهان را تحت تاثير خود قرار داد و نام او جاودانه كرد !پادشاهي كه نامش در تورات به عنوان نجات دهنده قوم يهود آورده شده و در آخر مصدق !مردي كه براي گرفتن حق مردم ايران بسيار جنگيد !تا لاهه رفت و از حقوق ايران و مردمش چنان دفاعي كرد كه امروز در مطرح ترين دانشكده هاي  حقوقي دنيا اين دفاعيه بعنوان نمونه اي از بزرگترين دفاعيه هاي جهان به دانشجويان درس داده ميشود ...واقعا كدام از اين ها ميتواند بزرگ ترين شخصيت تاريخ ايران باشد .جاي خالي بسياري در اين نظر سنجي به چشم ميخورد .ميتوان صدها اسم پشت سر هم رديف كرد و اين نشان از عظمت تاريخمان دارد .كوروش به انتخاب مردم برنده اين نظر سنجي شد اما نميتوان از تاثير باقي اين افراد در دوره و زمان خود بر تاريخ ايران چشم پوشي كرد .اميدوارم در آينده ايران زمين بازهم ستاره هايي اينچنين مجال رشد و بالندگي پيدا كنند و در آسمان بدرخشند !ما لياقت بهترين ها را داريم شك نكنيد...

فعلا همين

 

پیشنهادات نوروزی ....

 

 

تصمیم گرفتم برای عید و اینکه سرگرم شید یه خورده از خودم پیشنهاد بدم بیرون ...این مطلب رو قراره در مورد مجلاتی بنویسم که میتونید تو عید خودتون رو باهاش سرگرم کنید ! مطلب بعدی هم که مینویسم یک سری فیلم رو معرفی میکنم و دست آخر هم یک سری کتاب ! اگه خونه نشینید و قصدی برای سفر و زدن به دل طبیعت ندارید میتونه پیشنهادات خوبی باشه و عید جالبی براتون رقم بزنه ..

۱- کتاب هفته  نگاه پنج شنبه : بروبچه ها ی روزنامه روزگار که قبل از انتخابات به یه تعطیلی خود خواسته رفتند (فرستاده شدند)تو این مدت یک مجله رو منتشر کردند که ایده اون وام گرفته از مجله کتاب هفته ای بود که روزی روزگاری نام شاملو رو بعنوان سردبیرش میدید ! مجله ای که در روزگاری که منتشر شد بسیار جریان ساز بود و مورد توجه قرار گرفت و شخصیت های بزرگ ادبیات اون روزها توش قلم میزدند. بروبچه های روزگار هم سعی کردند تا حدی یاد اون رو زنده کنند و تا حدی دیگر خودشون هم جریان ساز شند و این که دووم میارند یا نه خدا میدونه و مسئولان محترم ارشاد که به نظر بنده تا همین دوهفته هم یا وقت نداشتند مجله رو چک کنند یا زیر سبیلی رد کردند بعضی مطالب و انتقادهای تند و تیز این مجله رو.خلاصه تو این دوشماره کتاب هفته نشون داده که مجله پروپیمان و خواندنی است که میخواد جایی برای خودش دست و پا کنه ! تو شماره دومش که الان روی دکه هاست  پرونده ای داره در مورد مسعود کیمیایی و فیلم هایی که ساخته  و مطالب جالب دیگری در حوزه ادبیات و هنر  و جهان و...! در قسمت نوستالژی هم پرونده این بار درمورد سربازی است که نویسندگان از خاطرات تلخ و شیرین سربازی رفتنشون میگند .در کٌل مطالب بسیار جالبی داره که پیشنهاد میکنم حتما تهیه کنید ! نکته جالب این مجله خلاصه نویسی نویسندگانشه که در مخاطب  برای خواندن مطالبش ایجاد علاقه میکنه ! کتاب هفته نگاه پنج شنبه قاعدتا پنج شنبه ها منتشر میشه و قیمتش هم دوهزار تومان ناقابله ...

۲-مجله آسمان شماره ویژه نوروز رو منتشر کرد .روی جلد مجله تصویری از هاشمی رفسنجانی است با تیتر آیت الله هاشمی در پاسخ به پرسش های آسمان  از دیدار اوایل اسفند خود با مقام رهبری میگوید :۱۴ پیشنهاد هاشمی درباره ترکیب جدید مجمع تشخیص مصلحت مطلب اصلی هفته نامه آسمان است ! پرونده ای درباره چرا خاتمی رای داد ؟ هم از پرونده های ویژه این شماره مجله خوب آسمان است که در نبود شهروند واقعا جای خالی آن را پرکرده ! بخشی ویژه برای چهره های سال هم در زمینه های گوناگون از سیاست و هنر تا ادبیات و ورزش در این شماره کار شده .راهنمای نوروزی  برای سفر وخرید و معرفی برنامه های فرهنگی و هنری در ایام عید هم جزو مطالب ویژه این مجله است که میتونید اون رو با قیمت ۳۰۰۰ هزار تومان از دکه های روزنامه فروشی تهیه کنید .

۳- روزنامه شرق و اعتماد هم طبق روال سالیانه ای که دارند سالنامه ای رو همراه روزنامه  چاپ میکنند که در اون به وقایع و اتفاقات سال گذشته میپردازند و چشم اندازی از روزهای آینده رو ارائه میدند.بر روی جلد سالنامه اعتماد عکس یاسر هاشمی و پدرش چاپ شده با تیتر روایت پسر از پدر که گفت گویی است با پسر هاشمی رفسنجانی که کمتر شناخته شده است .در این ویژه نامه آثاری از عباس عبدی ٬احمد پورنجاتی ٬ سوسن شریعتی ٬ مصطفی مخقق داماد٬ صادق زیباکلام٬ مسعود نیلی ٬سروش دباغ٬ حمید رضا جلائی پور  و... به چاپ رسیده و گفتگوهای ویژه ای با اصغرفرهادی ٬ علی مطهری ٬علی دایی ٬ مجید انصاری ٬ سروش صحت٬ رضا عطاران ٬ محمود دولت آبادی و... کار شده که در نوع خود جالب و خواندنی است .بخش هایی ویژه ادب و هنر و ورزش و جهان و اقتصاد و... هم در این ویژه نامه گنجانده شده تا مخاطبان  از هر قشری که باشند را  جذب کند ! روزنامه شرق هم  با مطالبی جالب و پرونده ای به نام سال سقوط و پرداختن به انقلاب های عربی و سرنگونی دیکتاتورها مطالب جالبی رو فراهم کرده که خواندنشون خالی از لطف نیست ! دقت داشته باشید که با همه محدودیت ها و خط قرمزها منتشر کردن یک روزنامه و مجله ای که وابسته به دولت نباشد و تا جایی که بتواند منتقد هم باشد چقدر کار سنگین و طاقت فرسایی است .ویژه نامه اعتماد با قیمت ۶۰۰۰ هزار تومان و ویژه نامه روزنامه شرق با قیمت ۷۰۰۰ هزار تومان در دکه های روزنامه فروشی منتظر شماست .

۴- مجله داستان هم برای نوروز ویژه نامه پرو پیمانی آماده کرده که علاقمندان داستان های کوتاه میتونند با تهیه اون لذت زیادی ببرند .داستان هایی از امبرتو اکو ٬جورج اورول ٬جی جی بالارد ٬برنارد مالامود٬آلیس مونرو ٬ارنست همینگوی و و مطالب و داستان ها  و زندگی نامه ها و نقدها و نظرهای بسیار رو تو این مجله میتونید ببینید و لذت ببرید.مجله داستان با قیمت ۲۵۰۰ تومان در دکه های روزنامه فروشی توزیع شده ...

۵-آخرین پیشنهادات من برای کسایی است که حوصله سیاست و داستان و ... رو ندارند ! و  دنبال مجلات سرگرم کننده ای هستند که زرد و خاله زنکی هم نباشه ! خب مجله چل چراغ و مجله خط خطی دو پیشنهاد من برای این  دوستان عزیزه ! مجله چل چراغ که فکر کنم تا حدی برای همه آشنا باشه ! مجله ای جریان ساز که بسیاری از طنز نویسان امروز مطبوعات کشور برآمده از این نشریه هستند و این مجله برای عید هم ویژه نامه جالبی تدارک دیده با موضوعاتی که بیشترش رو مسائل  اجتماعی و طنز تشکیل میده ! قسمت هایی ویژه ادبیات و سینما (به خصوص در مورد اسکار امسال)هم در این ویژه نامه کار شده ! مجله خط خطی هم که خط سیرش طنزه و طنز نویسای کشور به همراه کاریکاتوریست ها رو دورهم جمع کرده تا مجله ای منتشر کنند   که جای خالی گل آقا رو با یک شکل و شمایل امروزی تر پر کنند ! این مجله هم برای عید ویژه نامه ای رو منتشر کرده که میتونه اوقات فراغت خوبی رو براتون بسازه و خنده رو به روی لباتون بنشونه !

۶-مجلات نسیم بیداری و مهرنامه و تجربه رو من هنوز نگرفتم ! فقط میدونم که این مجلات هم ویژه نامه  هایی منتشر کردند ! مجله تجربه در حوزه ادبیات و هنر است ! مجله مهرنامه در حوزه علوم انسانی است  و نسیم بیداری در حوزه سیاست ! که هر سه این مجلات از تیم های بسیار حرفه ای برخوردارند و به نوعی در زمینه کاریشون ممتازند.امیدوارم  تهیه  کنید و لذت ببرید .

این از پیشنهادات مجلات ویژه نوروز ! در هرصورت بازهم میگم که میدونم شاید فضا و خط قرمزها اجازه مانور در بسیاری از موضوعات رو نمیده اما حضور همین تعداد اندک مجلات غیر وابسته هم غنیمتی است ! پس ازشون حمایت کنید ....

فعلا ...تا بعد