نشر چشمه براي هميشه لغو مجوز شد .خبر كوتاه بود و دردناك .. چشمه نشري است كه در سال هاي اخير حجم عظيمي از شاهكارهاي ادبيات جهان را به دست ما رسانده و نويسندگان جوان بسياري را به جامعه معرفي كرده .كتاب هاي تحليلي و جامعه شناسي و تاريخي فوق العاده اي را منتشركرده و در يك كلام در ده سال اخير از نظر توليدات و سطح كيفي كارهاي انجام شده بدون شك بهترين انتشارات در زمينه ادبيات و علوم انساني  است .در جايي كه تعداد ناشران موفق كه كارنامه پرباري نظير چشمه دارند به اندازه انگشتان دست هم نيست نبود چشمه ضربه بزرگي براي صنعت نشر ايران خواهد بود كه دود آن به چشم همه ما خواهد رفت..
پرس و جو كنان به دنبال چرايي علت توقيف پروانه نشر چشمه به اين سو و آن سو ميروم تا برميخورم به صحبت هاي آقاي دري معاون كتاب وزارت ارشاد . ايشان مي فرمايند خيلي با نشر چشمه همكاري كردند اما خودشون مايل با همكاري نبودند و اين نشر بايد دوسال پيش بسته ميشد و بعد از يه عالمه حرف ديگه فرمودند كه دليل اصلي توقيفش اينه كه كتابي رو براي مجوز ارائه دادند كه سراسر توهين به امام حسين و قيام كربلا بود .دقت كنيد كتاب براي گرفتن مجوز ارائه شده .كتاب به چاپ نرسيده .پروسه چاپ يه كتاب را اينجا خلاصه برايتان مينويسم .ناشر بعد از تحويل كتاب از مولف  30 صفحه  از آن را به همراه مشخصات كتاب در سايت كتاب خانه ملي ثبت ميكند .پس از طي زماني كتاب خانه ملي شناسنامه كتاب يا به اصطلاح فيپاي كتاب را صادر ميكند .سپس ناشر فيپاي صادر شده را بر روي پرينت كاملي از كتاب بهمراه فايل كامل كتاب(به صورت پی دی اف با حجم ۱۵ مگ ) به وزارت ارشاد ميبرد و مشخصات کتاب  و فايل را در كامپيوتر هايي كه در آن جا براي اين منظور فراهم شده ذخيره مينمايد .بعد از گذشت 10 روز اگر كتاب مشكلي نداشت مجوزش آماده و در غير اينصورت اگر كتاب مشكلاتي داشت برگه اصلاحيه و اگر غير قابل چاپ بود برگه اي با همين عنوان به ناشر داده ميشود... حال بر فرض كتابي با اين مشخصاتي كه آقاي دري گفته به ارشاد امده .وظيفه ارشاد صدور مجور براي اين كتاب در صورت نداشتن مشكل يا عدم صدور مجوز براي كتاب در صورت داشتن مشكل است و وظيفه اي متوجه ناشر نيست چون خواهان طي كردن پروسه اي قانوني بوده . اگر اين كتاب حتي با مجوز هم به چاپ ميرسيد بازهم وظيفه اي متوجه ناشر نبود بلكه وظيفه اصلي متوجه صادركننده مجوز كه همان ارشاد است بود. پس حرف هاي آقاي دري از پايه بي اساس است و دليل را بايد در جاي ديگري جست كه همان محدود كردن انتشار كتاب هاي درخور وشايسته در کشور و ادامه پروسه حذف رشته های علوم انسانی از دانشگاه هاست .

 

در پايان تنها داستاني  را از مدير چشمه مينويسم در مورد وضعيت اين روزهاي نشر كه چندي پيش تعريف كرد : روزي از روزها سارواني با شترهايش از شهري رد ميشد با باري از شيشه .گزمه (نيرو انتظامي) جلوي اورا گرفت و ضربتي به بار زد و گفت چيست بارت ! ساروان جواب داد اگر يكي ديگر بزني هيچي !!!! و وضعيت امروز نشر ما هم به همين شكل است....